خروج از کار برای هدفی بزرگ‌تر

روز قبل شروین پیشه‌ور در یک توییت از دنبال کنندگانش خواست در صورتی که کسی در ۲۴ ماه گذشته برای راه‌اندازی شرکت خودش از شغل گذشته‌ش خارج شده، بهش اعلام کنه و لینک سرویس و یا اپلیکیشنی که طی این مدت تولید کرده رو بفرسته تا بازتوییتش کنه. اتفاقی که طی دقایق و ساعت‌ها بعدش افتاد خیلی جالب بود. تا این لحظه تقریبا ۱۰۰ نفر به اون توییت پاسخ دادن و سرویس‌های مختلفی رو معرفی کردن.

چیزی که اینجا می‌خوام درباره‌ش صحبت کنم موضوع جسارت کارآفرین شدنه. از یک منظر، بیرون اومدن از جایی که ماه به ماه به شما یک حقوق ثابتی می‌ده که می‌تونید روش برنامه‌ریزی کنید شاید دیوانگی به حساب بیاد. اما از یک منظر دیگه، این بهترین کاریه که می‌تونید برای تغییر آینده خودتون انجام بدید. اینکه کدوم راه بهتره هم بستگی به روحیه آدم‌ها داره. خیلی‌ها ترجیح می‌دن آهسته و پیوسته پیش برن و اصولا همیشه خودشون رو با شرایطی که پیش میاد راضی نگه می‌دارن. خیلی‌های دیگه هم ممکنه یکنواختی و تکراری شدن کارهای روتین یک شغل روزانه رو تحمل نکنن و بزنن بیرون!

دیروز من هم لینک باایمیل رو در جواب به توییت شروین فرستادم و گفتم که این فارسیه! اون هم توییتش کرد. در نظر داشته باشید که داشتن جسارت و قدرت ریسک باعث می‌شه بتونید برای اهدافی که در سر دارید برنامه‌ریزی کنید. خروج از یک شغل با حقوق ثابت از نگاه کسی که دوست داره کسب و کار خودش رو راه بندازه، بهترین کار ممکنی هست که می‌شه انجام داد. من هم حدود دو سال می‌شه که این کار رو کردم و نتیجه کاملا ایده‌آل بوده. زمان مهم‌ترین چیزی هست که با انجام این کار به دست میارید و خُب، دیگه مجبور نیستید کاری رو انجام بدید که بهش علاقه ندارید یا به نظرتون مسخره می‌رسه.

این روزها که بحث راه‌اندازی استارتاپ‌ها در ایران هم وارد حباب جدیدی شده، باید بدونید که توجه روی سرویس‌های خوب تحت وب و موبایل در ایران بیش از گذشته افزایش پیدا کرده. داشتن سرمایه مادی شاید بتونه خیلی از مشکلات اولیه راه‌اندازی تجارت شما رو حل کنه، اما به این نکته هم توجه کنید که سرمایه استارتاپ‌ها در زمان شروع، تیمی هست که دارن.

اگر از گروهی هستید که دوست دارید ریسک کنید و این روحیه رو در خودتون می‌بینید، قبل از هر چیز دنبال پول نباشید. فقط باید مطمئن باشید که پلن تجاری شما می‌تونه موفق باشه. تیم خوبی رو برای کارتون جمع کنید و به بقیه اعضا هم این اجازه رو بدید تا پروژه رو برای خودشون بدونن. من به شما قول می‌دم که اگر با برنامه پیش برید، پول هم وارد چرخه پروژه‌تون می‌شه و چه بسا در مدت کمی، خیلی بیشتر از حقوق ثابتی که در شرکت قبلی‌تون دریافت می‌کردید رو در بیارید.

البته به این نکته هم توجه کنید که جوگیر نشید!

آرزوهایی برای ۹۲

همیشه سال که تازه می‌شه، خیلی از ما برنامه‌ریزی‌هامون رو برای ماه‌های بعد آماده می‌کنیم تا بتونیم با توجه به تجربیاتی که توی یک سال گذشته‌ش داشتیم، نتیجه بهتری رو برای خودمون رقم بزنیم. سال ۹۱ یکی از سال‌های خوب من بود. تونستم تا جای ممکن به چیزهایی که می‌خوام برسم و این نتیجه مناسبی برای خود من به حساب میاد.

ارتباط با آدم‌های جدید، انجام کارهای خوب و اجرای پروژه‌های تازه از جمله چیزهایی هست که همه ما همیشه به دنبال‌شون هستیم. سال گذشته من روی قاعده همین سه موضوع پیش رفت و امیدوارم این موارد در سال جدید هم به شکل بهتر و جدی‌تری ادامه پیدا کنه.

سال ۹۲ بازم برای من سال انجام پروژه‌های جدیده. سعی می‌کنم توی این سال حداقل روی دو پروژه جذاب زمان بذارم و به کمک بچه‌های خوبی که باهاشون کار می‌کنم بتونیم خروجی ایده‌آلی رو از اون‌ها عرضه کنیم. تابستون امسال هم سعی می‌کنم اولین تلاش خودم رو با همراهی تیم خوبمون در زیگ‌زاگ‌لب برای فعالیت در حوزه اپلیکیشن‌های موبایل معرفی کنم.

سال جدید همینطور، سال به ثمر رسیدن پروژه‌هایی مثل باایمیل هم هست که تقریبا نیمه دوم سال گذشته رو به طور کامل به انجام کارهای اون مشغول بودم. یک سری کارهای خوب هم برای بهبود و افزایش فعالیت‌های زنان در حوزه وب و اینترنت ایران انجام خواهیم داد که سعی می‌کنم خبرش رو طی هفته‌ها یا ماه‌های آتی اعلام کنم.

امیدوارم ۹۲ برای شما هم سال موفقیت‌های بزرگ و کوچک باشه و بتونیم به کمک هم، اوضاع وب و اینترنت ایران رو نسبت به قبل بهتر کنیم؛ اگر بذارن!

چطور پادکست‌ها و برنامه‌های ویدیویی تحت وب رو دنبال کنیم؟

همیشه عادت دارم هر چند روز یک بار، سری به بخش اپلیکیشن‌های ترند شده در گوگل پلی بزنم تا ببینم چه برنامه‌هایی محبوب شدن. این کار اغلب مواقع باعث می‌شه تا برنامه‌های جالبی رو پیدا کنم. امروز هم که مثل همیشه بر حسب عادت فهرست گوگل پلی رو بررسی می‌کردم، آیکون یک اپلیکیشن توجه‌م رو به خودش جلب کرد و بعد از نصبش، فوق‌العاده خوشحال شدم!

ادامه مطلب

جشنواره وب و انتقاداتی که هیچ وقت وارد نیست!

جشنواره وب

بحث جشنواره وب و حاشیه‌ها و نقاط ضعف همیشگیش در موضوع داوری و انتخاب سایت‌ها چیز جدیدی نیست که بخوام بهش بپردازم. اما در چند وقت گذشته با توجه به بازخوردهایی که دیدم، احساس کردم دوستان دارن به یک سری موارد به شیوه اشتباهی عکس‌العمل نشون می‌دن و تقریبا با همه بازخوردهایی که خارج از تعریف باشه، رفتار نادرستی دارن. در این مطلب یک سری موارد کلی رو شرح می‌دم تا شاید موضوعاتی که فراموش شده به خاطر خیلی‌ها بیاد.

جشنواره‌های اولیه

دوستانی که از سال‌های اولیه برگزاری این برنامه باهاش در ارتباط بودن (از جمله من) به خوبی از مشکلات اون آگاهی دارن. در اون سال‌ها با توجه به توان فنی و علاقه‌ای که وجود داشت، گروهی دور هم جمع شدن تا این جشنواره رو برگزار کنن و مطمئنا هر برنامه‌ای در ابتدا ایرادات زیادی داره که انتظار می‌ره رفته رفته اون ایرادات اصلاح بشن؛ چیزی که من و خیلی‌های دیگه منتظرش بودیم. تا قبل از اینکه جشنواره حامی مالی درستی پیدا کنه، خیلی موارد به صورت دوستانه جلو می‌رفتن. این موضوع هنوز هم با وجود اینکه اسپانسرهای مالی مختلفی دارن به این برنامه کمک می‌کنن، برای بحث داوری داره از شیوه دوستانه جلو می‌ره و متاسفانه هنوز هم روال مناسبی برای ورود و انتخاب سایت‌های شرکت کننده وجود نداره. این موضوع از نگاه من که حتی در سال‌های گذشته دبیر همین جشنواره بوده، مهم‌ترین موضوعی هست که می‌تونه به چنین برنامه‌ای ارزش بده. در واقع از نظر من چنین رویدادی دو تا بخش بیرونی و درونی داره. بخش بیرونیش همون اسپانسرها، تبلیغات، نوع برگزاری مراسم و غیره‌ست و بخش درونی، سیاست انتخاب سایت‌ها و داوری اون‌هاست. اگر تلاشی که طی این سال‌ها برای افزایش کمیت جشنواره و جذب اسپانسرهای دولتی و خصوصی برای ارزش دادن بهش شده، برای کیفیت اون هم می‌شد و با چند نفر از افرادی که پیشنهاداتی برای اون داشتن مشورت می‌شد، مطمئنا وضعیت اینقدر مثل الآن فاجعه‌آمیز نبود.

ادامه مطلب

هاله و گروه موسیقی دو نفره «مست»

چند ماه گذشته به لطف سانگزا با کلی آهنگ و خواننده جدید آشنا شدم که باعث شدن طی این مدت به موسیقی‌های مختلفی گوش بدم. عادت دارم آهنگ‌هایی که زمان گوش دادن خوشم میاد رو دانلود کنم. یکی از ترک‌هایی که چند وقتی هست بهش گوش می‌دم اسمش WIld Poppies هست. حال و هوای شرقی موسیقی اون باعث شد تا بالاخره امروز یک جستجو درباره‌ش انجام بدم و به نتایج جالبی برسم.

هاله

ادامه مطلب

وبلاگستان محدود، وبلاگستان آرام

لوگوی نشریه وبلاگستانچند وقت پیش مطلبی رو با عنوان «کمبود موضوعیت وبلاگ در وبلاگستان» نوشته بودم و به این موضوع اشاره کرده بودم که ما در این محیط از عدم وجود وبلاگ‌های خوب در زمینه‌های مختلف محروم هستیم. دیروز نوشته علیرضا مجیدی که موضوع درآمدزایی در وبلاگستان رو مطرح کرده بود خوندم و تصمیم گرفتم چندتا نکته رو در این رابطه بنویسم.

بحث درآمدزایی برای وبلاگستان و وبلاگ‌نویسان فعال، موضوع جدیدی نیست. همه ما از سال‌ها پیش در پی این بودیم که این وضعیت رو بهبود بدیم و تلاش کنیم تا پای شرکت‌های مختلف و برندهای بزرگ به این محیط باز بشه؛ تا حدودی هم موفق شدیم. اما به‌نظرم نکته‌ای که خیلی از دوستان کمتر به اون اشاره می‌کنن و یا نادیده می‌گیرن این هست که وبلاگستان فقط این چند تا وبلاگ فعال در زمینه فناوری نیست. این‌ها شاید به‌عنوان نمادی از وبلاگستان ما به حساب بیان و گاها نفوذ خوبی هم داشته باشن، ولی مطمئنا نمی‌تونن تعریفی از وبلاگستان ایران باشن. موضوع به اندازه‌ای شفاف هست که نیازی به قیاس با جاهای دیگه نداشته باشه.

نکته اصلی اینجاست که تا زمانی که موضوعیت‌های وبلاگ‌های فارسی زبان کامل نشه و در هر دسته‌بندی موضوعی، وبلاگ مناسبی رو برای مثال نداشته باشیم، نمی‌شه انتظاری بیش از وضعیت فعلی داشت. ما شاید موفق شده باشیم که بعضی برندهای معروف دنیای فناوری رو با وبلاگ‌های مرتبط با این زمینه آشنا کنیم، اما وضعیت برای زمینه‌های دیگه اونقدرها هم با سال‌های پیش فرقی نکرده. اگر از قدیمی‌های وبلاگستان باشید حتما می‌دونید که جو اولیه وبلاگ‌نویسی در ایران مربوط به وبلاگ‌های شخصی بود؛ جایی که می‌شد خیلی از وبلاگ‌های فارسی زبان جالب رو با نوشته‌های مختلف پیدا کرد و خوند اما حالا وجود این گسستگی در کنار موارد دیگه باعث راکد شدن اوضاع شده.

ادامه مطلب

بدون اجرا، با ایده خالی به جایی نمی‌رسید

ایده

در هر سطحی که باشیم، از بزرگ و کوچیک گرفته تا حرفه‌ای و آماتور، همه ما ایده‌هایی در سر داریم که دوست داریم یک روزی اون‌ها رو عملی کنیم. این ایده‌ها گاهی ممکنه سال‌ها گوشه ذهنمون خیس بخورن، بزرگ بشن و براشون کلی زیرشاخه درست کنیم. اما تا زمانی که ایده از ذهن خارج نشه و مقدمات اجرا براش تعریف نشه، ارزش زیادی نداره.

از مرحله طرح ایده و تکمیل اون تا زمان اجرا بر اساس برنامه‌ریزی‌های قبلی، فاصله زیادی وجود داره. در واقع مهم‌ترین موضوع برای به عمل آوردن یک ایده، شکل اجرای اون هست. ما قدرت این رو داریم که یک ایده ساده رو به بهترین شکل ممکن پیاده کنیم و به همون طریق، یک ایده پخته و کامل رو با اجرای بد به بیراهه ببریم.

خیلی از سرویس‌های بزرگ دنیا بخاطر ایده‌شون مطرح نشدن، بلکه این شکل اجرای اون‌هاست که باعث مشهور شدن‌شون شده. خیلی از ما در ایران از مطرح کردن ایده خودمون می‌ترسیم. خیلی‌ها فکر می‌کنیم ایده‌ای که داریم میلیون‌ها تومن ارزش داره و اگر مطرح بشه حتما دزدیده می‌شه. در واقع خیلی از ما به این فکر نمی‌کنیم که خُب، فرضا اگر ایده من دزدیده شد، چطور می‌خواد اجرا بشه؟ کدوم تیم قراره اجراش کنه و مدیرش قراره کی باشه؟

ایده در کنار زمان رونمایی پروژه، شناخت نیازهای کاربر، نوع معرفی سرویس و تیم اجرایی پشت اون هست که تکمیل می‌شه. کلی سرویس با ایده‌های مشابه در اینترنت وجود داره. هر کدوم‌شون هم کاربر خاص خودشون رو دارن و ایده رو اونطوری که فکر می‌کردن بهتره اجرا کردن. کار بزرگ، اجرای یک پروژه هست و بزرگ‌تر از اون، مسیر دادن بهش و توسعه درستش. پس تنها به ایده فکر نکنید، حتما براش تیم درست جمع کنید، اجراش کنید و براش برنامه داشته باشید.

تداکس تهران به زبان دیگران

مرداد ماه امسال وقتی خبر برگزاری کنفرانس TEDx در تهران منتشر شد، همه ما از اینکه قرار هست چنین مراسمی در ایران برگزار بشه خوشحال شدیم. با توجه به اینکه این رویدادها جنبه بین‌المللی دارن، توجه بیشتری روی اون‌ها می‌شه و با در نظر گرفتن این‌که کاربرهای ایرانی تابحال تجربه خیلی کمی رو در زمینه‌های مشابه برای شرکت توی چنین مراسمی دارن، موضوع اطلاع‌رسانی مهم‌ترین نکته‌ای هست که برگزارکنندگان اینطور کنفرانس‌ها باید به اون توجه کنن.

TEDx Tehran

من خودم بارها چه به صورت مستقیم از طریق افراد برگزار کننده این رویداد و چه به صورت غیر مستقیم از طریق دوستانی که از برگزاری این مراسم اطلاع بهتری داشتن، جویای چند و چون ماجرا شدم تا ببینیم این مراسم چطور قرار هست برگزار بشه اما پاسخ‌های محافظه کارانه (که شاید بخشی از اون‌ها برای افرادی که از خارج از ایران میان و قصد فعالیت در کشور رو دارن، طبیعی باشه) باعث شد تا عملا به‌عنوان کسی که در همین حوزه داره فعالیت اطلاع‌رسانی می‌کنه، ندونم که اطلاعات تکمیلی این برنامه رو از چه طریقی می‌شه دریافت کرد و دوستان ما رو به انتظار تا ماه دسامبر دعوت کردن.

وقتی سایت این کنفرانس معرفی شد، نکته‌ای که توجه خیلی‌ها رو جلب کرد، عدم توجه به زبان فارسی و در دسترس بودن نسخه فارسی وبسایت بود؛ چیزی که حدود یک ماه بعد از اون تاریخ به‌صورت ناقص به سایت TEDx تهران اضافه شد. یادم هست در اولین اطلاع‌رسانی‌ای که در وبلاگ اصلی تداکس منتشر شد، پیامی که دوستان برای معرفی این کنفرانس در تهران ازش استفاده کرده بودند پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک از زرتشت بود. حتی ابتدای اون مطلب اشاره‌ای به تاریخچه و مشاهیر ایران هم شده بود اما متاسفانه در سایت اصلی رویداد خبری از اون‌ها نبود.

ادامه مطلب

کار در منزل و میزبانی ۷۰ هزار سایت!

شاید تصور ما درباره شرکت‌های مجازی، یک تیم چند نفره محدود باشه که کارهای معمول و روتینی رو بر اساس یک برنامه مشخص انجام می‌ده. شایدم فکر می‌کنیم یک شرکت هر چقدر هم که تیم خوبی داشته باشه نمی‌تونه به‌صورت مجازی کارهای بزرگی انجام بده. شایدم…

تصور شما از یک شرکت مجازی هر چیزی که باشه، مطمئنا عده خیلی کمی از شما می‌تونه این موضوع رو تصور کنه که می‌شه شرکتی با ۹۱ نفر کارمند در ۱۶ کشور مختلف رو به‌صورت مجازی مدیریت کرد و با بیش از ۷۰ هزار دامنه میزبانی شده روی دی‌ان‌اس‌هاش، خدمات میزبانی وب رو به مشتری‌ها عرضه کرد. این اتفاق الآن داره توسط شرکتی به نام Site5 می‌افته؛ جایی که وبلاگینا و همین وبلاگ هم روی یکی از سرورهاش میزبانی می‌شن.

Site5

تعریف شرکت مجازی در کشورهای پیشرفته به دلایل مختلف خیلی خوب جا افتاده و افراد زیادی به سمتش رفتن. از اون دلایل مختلف یکیش بخاطر ارزون بودن راه‌اندازی و مدیریت اینطور مجموعه‌هاست و دیگریش، بحث حفاظت محیط زیست و موضوع شرکت‌های سبز هست.

برگردیم به سایت فایو! من خیلی اتفاقی پی به موضوع مجازی بودن مدیریت این شرکت بردم. اون‌ها خیلی ساده در سایت‌شون این مورد رو مطرح کردن که هیچ دفتر فیزیکی‌ای ندارن، همه کارمندان‌شون از خانه کار می‌کنن و مجبور نیستن با خودرو به سر کار بیان؛ اونم از سال ۹۹ تا حالا! کانادا، آمریکا، هند، برزیل، پاکستان، ترکیه، بوسنی و استرالیا از جمله کشورهایی هستن که این شرکت در اون‌ها کارمند رسمی داره که از راه دور کار می‌کنن. نام‌گذاری شرکت‌شون به این اسم هم احتمالا به دلیل اشاره به ۵ قاره مختلف کره زمین هست.

حالا سوالی که مطرح می‌شه اینه که مدیریت ۹۱ نفر توی کل دنیا برای یک کار جدی شبیه میزبانی وب با هزاران مشتری چطور ممکن می‌شه؟

مطمئنا اصلی‌ترین لازمه برای مدیریت چنین مجموعه‌ای داشتن یک راهکار و سیستم نرم‌افزاریه. در واقع شما به عنوان مدیر چنین شرکتی باید فضای واقعی یک شرکت رو در محیط مجازی شبیه‌سازی کنین تا بتونین همه چیز رو تحت کنترل داشته باشید. سایت فایو هم سیستمی به نام Synco داره که توسط خودشون توسعه داده شده و برای مدیریت مجموعه‌شون و همینطور مشتری‌ها و موضوعات مالی ایجاد شده. پس اون‌ها از ابتدا پیش زمینه مورد نیاز برای چنین کاری رو بر اساس نیازهاشون ایجاد کردن.

ایمیل پشتیبانی

سوال دوم اینجاست که داشتن این همه کارمند در کشورهای مختلف برای این شرکت به چه دردی می‌خوره؟ جوابش خیلی ساده‌ست؛ پشتیبانی مشتری‌ها! اگر بخواید پشتیبانی ۷/۲۴ واقعی (نه چیزی که در ایران داریم) داشته باشید، باید برای هر ساعتش، نیروی لازم جهت پاسخگویی به مشتری هم در نظر بگیرید. پس به‌عنوان یک شرکت بین‌المللی که کلی مشتری از سراسر دنیا داره، وجود نیروی کار در نقاط مختلف دنیا کمک می‌کنه تا با توجه به تایم زون کشورها، در هر ساعتی، یکی از کارمندان‌تون که اتفاقا ساعت مناسب کاریش هست و مجبور هم نیست شیفت بمونه و شب بیدار باشه، اقدام به رسیدگی به نیازهای مشتری‌ها بکنه.

تقریبا همه تیکت‌هایی که من از حدود یک سال گذشته برای بخش پشتیبانی این شرکت فرستادم، در کمتر از ۱۰ دقیقه جواب داده شدن؛ روزهای تعطیل و غیر تعطیل. اون‌ها یک وبلاگ هم دارن که علاوه بر مطالب کلی، هر ماه کارهایی که طی ماه گذشته انجام دادن رو منتشر می‌کنن. یکی از مطالب چند ماه پیش‌شون هم درباره دیدار چند نفر از تیم‌شون بود که در اروپا زندگی می‌کردن و سال‌ها باهم همکار بودن اما از نزدیک ملاقاتی نداشتن.

این یک نمونه از هزاران شرکتی هست که دارن به شکل مجازی فعالیت می‌کنن. مثال بالا به خوبی این موضوع رو نشون می‌ده که با یک مدیریت خوب و ایجاد راهکار مناسب برای نظارت روی اعضا و همینطور ایجاد قوانین مشخص، می‌شه بدون نیاز به داشتن یک مکان فیزیکی، یک شرکت بین‌المللی ۹۱ نفره رو گردوند.

پس اگر تازه اول کار هستید یا کلا علاقه به راه‌اندازی یک مجموعه دارید، بدونید که راه‌های خیلی ساده و ارزون‌تری هم هستن که می‌تونن به شما کمک کنن.

نوآوری در وب بیشتر می‌شود

آگوست امسال وب ۲۲ ساله می‌شه. برای چند ثانیه در موردش فکر کنید. به بیان دیگه، W3 از درصد زیادی از شما که دارید این مطلب رو می‌خونید جوان‌تر هست. فوریه امسال فیسبوک ۹ سالگی خودش رو جشن می‌گیره، چند ماه بعد توییتر ۶ ساله می‌شه و سرویسی مثل دراپ‌باکس هنوز ۴ سالشه؛ شرکتی که بر اساس تخمین‌ها حدود ۳.۵ میلیارد دلار ارزش داره.

بیایید کمی در زمان سفر کنیم و به اواخر دهه ۹۰ برگردیم؛ جایی که گوگل تازه داشت شکل می‌گرفت و شاید خیلی‌ها تحت تاثیرش قرار گرفتن. اون هم نه بخاطر وب سایتش (که تقریبا هیچ چیز نداشت) و یا تکنولوژیش، بلکه بخاطر جسارت و جاه‌طلبی مدیرانش. اون‌ها می‌خواستن با شرکتی مثل یاهو رقابت کنن که در اون زمان میلیاردها دلار سرمایه و هزاران نفر کارمند داشت. این طرف هم دو دانشجوی دانشگاه استنفورد بودن که یک استارتاپ ساده رو راه‌اندازی کرده بودن.

نوآوری‌ها همیشه از جاهای غیر منتظره سر در میارن. همین حالا به گوگل نگاه کنید. اون‌ها تقریبا هیچ ترسی برای رقابت با مایکروسافت ندارن؛ شرکتی که سال‌هاست قصد داره با بینگ به جنگ گوگل بره! اما به‌نظرم فیسبوک به همون اندازه برای اون‌ها ترسناکه. فیسبوک جستجو رو برای کاربر غیر مرتبط می‌کنه. تا همین چند سال پیش وقتی قصد داشتین خودتون رو سرگرم کنین، دنبال موضوع خاصی در گوگل می‌گشتید اما حالا زمان خالی برای سرگرمی ندارید چرا که این بخش از وقت خودتون رو در فیسبوک برای لایک کردن و کامنت گذاشتن صرف می‌کنید.

از طرفی هزینه رقابت‌ها روز به روز کاهش پیدا می‌کنه. آمازون در حال حاضر یکی از ارزون‌ترین سرویس‌های میزبانی وب و خدمات ابری رو در اختیار افراد قرار می‌ده که حدود ۲۵ درصد از قیمت‌هاش رو دوباره کاهش داده. سال‌ها پیش برای بالا آوردن یک سایت مجبور بودید هزینه زیادی رو پرداخت کنید ولی حالا به کمک راهکارهای متن باز و کمی دانش فنی و یک پنجشنبه و جمعه می‌شه همون کار چند سال پیش رو به سادگی و با هزینه ناچیزی انجام داد.

شاید غیر منطقی نباشه اگر تصور کنیم در سال‌های آتی میزان نوآوری در وب نه تنها کم نمی‌شه بلکه افزایش هم پیدا می‌کنه. در حالی که میزان سدهای موجود در گذشته روز به روز کمتر و کمتر می‌شه، چه چیزی می‌تونه از ورود ایده‌های جدید به بازار جلوگیری کنه؟

البته موارد بالا بررسی نمونه‌های واقعی در جایی غیر از ایران هست اما به‌طور کل اینجا هم با وجود همه مشکلات و محدودیت‌هایی که وجود داره، وضعیت فعلی از سال‌های قبل بهتر شده. به‌طور کلی وب تازه در حال جا افتادن هست و امیدوارم وب ایران هم با چند سال تاخیر بتونه همین روال رو پی بگیره.

در دهه گذشته نمونه‌های زیادی از شرکت‌ها رو دیدیم که با ایده‌های ساده موفقیت‌های بزرگی به دست آوردن. به هر حال الآن شاید خورشید وب طلوع کرده باشه، اما هنوز خیلی مونده تا روشنایی کاملش رو ببینید. من به شما قول می‌دم!